بالاخره این دکتر هافمن ۱۰۲ ساله سوئیسی مرد. بچه ها دیگه بالا نرید. فعلا پائین امن تره.
اس ام اس آبتین از همه بهتر بود. هافمن به رویاها پیوست.
اما همین دکتر چه جوون های رعنایی رو به گا نداد. ای دکتر روحت شاد.
|
نمايشگاه گروهي آثار مفهومي در بخشهاي
عكس، ويدئوآرت، ويدئو چيدمان، ويدئو اينستاليشن و چيدمان صوتي زُئِه در مان هنر
نو برگزار ميشود. موضوع اين نمايشگاه "طبيعت" است و نمونهاي از كارهاي محمد شيرواني، مهدي صدر، حسين
ذوقي، مهيار صدر و عليرضا اميرحاجبي را دربر ميگيرد. عنوان ويدئوهاي محمد شيرواني "خيام"، مهدي صدر "آناهيتا"، حسين ذوقي
"پري در مس"، مهيار صدر "زمين" است. چيدمان صوتي عليرضا اميرحاجبي هم
شامل هشت بخش، اصوات و آهنگهاي ساختهشده را پخش ميكنند. آهنگي براي هشت فلوت پيشتر ضبط شده
و با دستگاهاي مختلف صوتي پخش ميشوند. در بخش عكس اين نمايشگاه نيز آثار
كورش عسگري، سينا برومندي، ابراهيم سيسان، مونا رادضيابري عرضه ميشود. اين نمايشگاه تا 11 ارديبهشتماه
سال جاري در موزه مان هنر نو واقع در خيابان دكتر شريعتي، بعد از پل صدر، خيابان
شهيد ميرزاپور، - سهيل -، شمارهي 33 ادامه دارد. |
ویدئو آرت "پری در مس" در این نمایشگاه که پوسترش رو می بینید به نمایش در میآد.
این اخرین کاریه که ساختم. همه اطلاعات تو پوستر نوشته شده. خبر کامل را اینجا بخوانید.

خيالش گنج قارون زير سر دارم
سیب حواست در دهان آدم
ترامادول و فلوکستین و زاناکس
جهان را برای اینها پایانی نیست
این ماجرای سنتوری خودش داستان درازی دارد که نیمه پایانیش کشیده شده به دعوای زرگری وزیر و تهیه کننده و سایر عوامل فیلم.
اول کار که همه سازندگان را متهم می کردند و بعد سریعا وزارت خانه متهم شد.
حالا چه فرقی می کند که چه کسی در مضان اتهام است. خیالتان راخحت که فرازمند(تهیه کننده سنتوری) از طریق اکران های خارجی به پول خودش رسیده که اگر نرسیده بود ملت را پاره می کرد. کلی هم به معروفیت او اضافه شده تکلیف پز روشنفکری اساتید هم جور شده.
این وسط طبق معمول ملت شریف سر کارند که طبق معمول سلول های فردینشان به جنب و جوش افتاده و پول واریز کرده اند به حساب جناب تهیه کننده.
واقعا فکر می کنید این وسط کسی دلش به حال فرهنگ می سوزد؟
آن اساتید دولتی که تکلیفشان روشن است. این اساتید آرتیست هم که اگر دلشان می سوخت که اینقدر فیلم های تخمی نمی ساختند تا پول به جیب بزنند. خیالتان راحت فرازمندها بیش از ماها که قرار است ۱۵۰۰ به حسابشان بریزیم تا به حال خورده و آبی هم رویش.
آدمها این روزها هر جایی که گیر می آورند حرف های مفت می زنند.
دیروز یک نفر در تاکسی داشت درباره راه های مختلف پول در آوردن حرف می زد.
از فرط خستگی دچار نسیان شده ام.
اسم ها مدام از یادم می رود.

